تبليغاتX
نتایج پیش بینی بازیهای لیگ برتر ایران

نتایج پیش بینی بازیهای لیگ برتر ایران

بررسی فوتبال ایران وجهان + گریزی به اخبار غیر ورزشی

مرثیه دکتر علی شریعتی به قلم شهید چمران

ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!...خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.

می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.

ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشین شدم.


ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.
ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود...
ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.

ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم....


ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.

راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!

ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد ... .

‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.
ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره... «شهید» کرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/30ساعت 0:55  توسط محمد  | 

اقدام موهن سایت طرفداران یک خواننده عرب به ایران

سایت طرفداران یک خواننده مشهور عرب دست به اقدامی توهین آمیز نسبت به کشور ایران زد.

به گزارش خبرنگار « فردا »، هنگام ورود کاربران ایرانی به سایت اینترنتی طرفداران نانسی عجرم خواننده لبنانی، از ایران به عنوان (dirty country) نام برده می شود .
گفتنی است از چهره این خواننده زن برای تبلیغات شرکت کوکاکولا در منطقه خاورمیانه استفاده می شود.

این در حالی است که عکس های این خواننده به صورت غیر مجاز و بدون هیچ محدودیتی در برخی فروشگاه های هنری تهران به فروش می رسد .
محمدرضا شریفی نیا نیز اخیرا اعلام کرده بود از نانسی عجرم برای بازی در فیلم نقاب تست گرفته بوده است . 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/28ساعت 1:2  توسط محمد  | 

کاپلو تاریخ را پس از ده سال تکرار کرد

دون فابیو ده سال پیش نیز پس از فتح کالچو به اسپانیا نقل مکان کرده و رئال بحران زده را فاتح لالیگا کرد او پس از ده سال تاریخ را تکرار کرد او تنها دو سال در اسپانیا به مربی گری پرداخت و در هر دو سال نیز با تفکرات خاص خود جام را بالای سر برد. جالب است بدانید کاپلو با تمام تیمهایی که سکان هدایتشان را بر عهده داشت فاتح لیگ شده است. بنابر این او را میتوان متخصص حفظ ثبات در تیم و فتح لیگ دانست. قبل از خواندن ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید:

فابيو كاپلو مردي كه بزرگتر از او وجود ندارد

مصاحبه شرق با نکونام

در مورد بازي با رئال بگو؟

ديدار رفت را بازي کردم، شب خيلي بدي بود، چهار گل از رئال خورديم. ما خيلي خوب بازي کرديم اما خاصيت رئال اين است که خيلي راحت گل مي زند. اگر سه گل هم از رئال جلو باشيد و 10 دقيقه از بازي مانده باشد مطمئن نيستيد که بازي را برديد، رئال تا آخرين لحظه خطرناک است.

در طول فصل روند رئال بهتر بود يا بارسلونا؟

تقريباً هر دو تيم يک روند را داشتند، رئال اول فصل را بد شروع کرد اما بارسلونا در آغاز فصل امتيازها را خوب جمع کرد. رئال با برنامه جلو آمد. با توجه به انتقاداتي که از کاپلو در روزنامه ها مي شد او به آرامي توانست تيمش را آنطور که مي خواست بسازد و اکنون با بارسلونا برابر و حتي بالاتر است

تصور مي کردي که رئال در کورس قرار بگيرد؟

بله... رئال در اسپانيا هميشه بايد بالاي جدول باشد، اين تصور را همه در اسپانيا داشتند که رئال مادريد به بالاي جدول مي رسد. مخصوصاً که کاپلو بالاي سر آنها بود. در اسپانيا همه از مثلث قهرماني سويا، رئال و بارسا حرف مي زنند. سويا در سه جبهه مي جنگيد و با قهرماني جام يوفا آنها به خواسته شان رسيدند و لاليگا را مثل گذشته جدي نگرفتند. اما داستان رئال و بارسلونا، داستان خرگوش و لاک پشت بود که لاک پشته از پشت سر مي آمد

کار کاپلو در اين فصل بهتر بود يا رايکارد؟

رايکارد کارنامه درخشاني در بارسلونا دارد. سال گذشته سه جام براي بارسلونا آورد، کار کمي نيست... او مربي بزرگي است اما در اين فصل کاپلو کاري کرد که در اروپا کمتر مربي مي تواند اين کار را انجام دهد. او نشان داد که بي دليل به او نمي گويند مربي بزرگ. وقتي به رئال آمد همه چيز به هم ريخته بود، هيچ چيز سرجايش نبود. آنقدر حاشيه در رئال مادريد وجود داشت که کسي به فکر قهرماني نبود اما اين مربي بزرگ همه چيز را درست کرد. يادم هست وقتي رونالدو را فروخت چقدر سروصدا به پا شد اما کاپلو هدف داشت و با فروختن رونالدو به بازيکنانش شوک داد و تيمش را درست کرد.

با بکام هم رفتار خوبي نداشت؟

من که در تيم رئال نبودم اما آن طور که مي ديدم کاپلو هدف داشت. براي او بازيکن مهم نيست، او مي خواست تيمش را درست کند که به هدفش رسيد. کاپلو به ستارگانش انگيزه داد و اينگونه رئال مادريد را پنج سال جلو انداخت.

رئال زيباتر بازي مي کند يا بارسلونا؟

براي تماشاگران بارسلونا... چون بازيکنان فانتزي بيشتري دارد اما رئال مادريد کاملاً حرفه اي و هدفمند بازي مي کند. آنها در حفظ توپ فوق العاده اند و در طول بازي هدفشان ديده مي شود. بسيار با برنامه کار مي کنند و مي دانند به دنبال چه هستند.

رابطه رسانه ها با کدام تيم بهتر است؟

تقريباً با هر دو تيم ارتباط يکساني وجود دارد، اما مارکا که روزنامه معتبري است بيشتر طرفدار رئال مادريد است. اما به جرات مي توانم بگويم که روزنامه هاي اسپانيا از هيچ کس به اندازه فابيو کاپلو انتقاد نکردند.

مثل اينکه خيلي به کاپلو اعتقاد داري؟

مگر کسي هست در فوتبال که استاد را قبول نداشته باشد.

رئال لياقت قهرماني را داشت؟

اين را به عنوان نظر شخصي ام مي گويم که فقط و فقط در فوتبال دنيا کاپلو مي توانست رئال مادريد را قهرمان کند.

تاثير اين قهرماني براي تيم ها چقدر است؟

خيلي مهم است، سه جام براي اسپانيايي ها ارزش دارد؛ جام جهاني، ليگ قهرمانان اروپا و لاليگا. ارزش هر سه جام هم برايشان به يک اندازه است.

در اسپانیا تیمها از نظر تماشاگر چه شرايطي دارند؟

با ايران خيلي فرق دارد. در اروپا همه تيم ها تماشاگر دارند، مثلاً وقتي ما با رئال مادريد بازي داشتيم انگار قرار بود جنگ شود، کل شهر آماده بودند تا بازي برگزار شود.(قابل توجه علاقه مندان پاس)

لینک مصاحبه

 

به نظر شما کدامیک از گزارشگران تلویزیون رئالی و کدامیک از هواداران بارسا هستند؟ برای فهمیدن پاسخ اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/28ساعت 0:46  توسط محمد  | 

پاس ؛ بودن یا نبودن مسئله این است

چند روز پیش آقایان انصاری فرد ، ساکت و فتح الله زاده در برنامه ای تلویزیونی ظاهر شدند و در مورد خصوصی سازی در فوتبال نکاتی رو متذکر شدند در این بین انصاری فرد به نکات جالبی اشاره کرد من جمله :"ما ایرانی ها تا زور بالای سرمون نباشه به هیچ کاری تن نمیدیم برای مثال اساسنامه لیگ برتر که سالها وقت برای تدوین و تنظیمش داشتیم اما تا وقتی فیفا ما رو مجاب و تهدید نکرد هیچ کاری انجام ندادیم " مدیر عامل پرسپولیس اضافه کرد: "کنفدراسیون فوتبال آسیا تا سال 2009 به همه تیمهای باشگاهی مهلت داده تا از حالت دولتی به خصوصی تبدیل شوند و هر تیمی که به هر دلیلی از این موضوع امتناع کنه از جام باشگاهها محروم میشه و مطمئنا تیمهای ما هم باید چند سالی طعم محرومیت رو بچشند تا سر عقل بیان " یا مثال دیگه در مورد تیم استقلال که تا آخرین دقایق مهلت AFC لیست بازیکنانش رو نفرستاد یا تیم ملی کشورمون و .... از این مثالها تا دلت بخواد فوتبال و ورزش کشورمون دارند.
درسته که پاس 44 سال سابقه داره و یکبار قهرمان آسیا شده اما آیا نباید به بخش خصوصی واگذار بشه؟ ناتینگهام فارست هم دوبار قهرمان جام باشگاههای اروپا شده آیا الان اثری از این تیم وجود داره؟ کسب افتخار در فلان زمان دلیل قانع کننده ای برای جلوگیری از پیشرفت فوتبال نیست.ظاهرا به جدول لیگ امسال دقت نکردید این تیم تا دو هفته به پایان رقابتها از سقوط خودش مطمئن نبود و در بین 16 تیم پایین تر از تیمهای پر طرفدار مس کرمان و فجر سپاسی در رده یازدهم قرار گرفت . فرض کنیم امسال یک استثنا برای فوتبال پاس باشه . دنیزلی سال گذشته یکی از دلایل و مهمترین دلیل از دست دادن قهرمانی رو عدم حضور تماشاگران در بازیهای این تیم دونسته . حضور تماشاگر برای بازیکن و مربی انگیزه جنگیدن ایجاد میکنه و میتونم به جرات بگم تنها دلیل ایجاد انگیزه در بازیکن تشویق تماشاگران یک تیم هست مطمئنا بازیهای لیگهای اروپایی رو دنبال میکنید و اطلاع دارید که تماشاگران حداقل 90 درصد جایگاه رو اشغال میکنند. برای مثال ورزشگاه خانگی تیم والنسیا به جهنم مستایا شهرت داره این یعنی چی؟ چرا بارسا در نیوکمپ حداقل 65 درصد مالکیت توپ رو در اختیار داره و در تمام بازیهای این تیم 90 هزار نفر به ورزشگاه سرازیر میشن؟ حتی در فوتبال امریکای جنوبی هم این اتفاق می افته شما به لحظه به ثمر رسیدن گل در این باشگاهها (برای مثال بوکاجونیورز)دقت کنید وقتی تمام تماشاگران از قسمت فوقانی سکوها به پایین سرازیر میشن دلهره و استرس تیم حریف چندین برابر میشه. چرا تیم تراکتور سازی تبریز با یک ورزشگاه مجهز 60 هزار نفری مملو از جمعیت باید از حضور در لیگ برتر محروم بشه اما تیمهای تهرانی بدون تماشاگر بازیهای خودشون رو انجام بدند؟
من به اینکه چرا همدان انتخاب شد و میتونست یک منطقه دیگه انتخاب بشه کاری ندارم مهم نفس عمله که مدیران مجرب تیم پاس به عنوان اولین تیم این تیر رو شلیک کردند و راه برای دیگر تیمها باز شده . البته اگر به جای همدان یک شهر دیگه انتخاب میشد باز این سوال پیش می آمد که چرا فلان شهر انتخاب شد و چرا فلان شهر انتخاب نشد.مثلا سلطان در این رابطه گفته:" چرا تیم رو به زاهدان ندادن که زمانی در فوتبال ایران مدعی بود تا جوانان اونجا تشویق بشن و از مواد مخدر بیان به سمت فوتبال ." باید خدمت سلطان عارض بشم جوان معتاد نای راه رفتن نداره چه برسه به فوتبال . به هر حال تیم رو دادند به همدان که یک ورزشگاه 15 هزار نفری در دست ساخت داره و اعلام شده تا پایان سال 86 تکمیل میشه و مطمئن باشید همانند دیگر تیمهای شهرستانی در تمام بازهای خانگی این ورزشگاه از تمام ظرفیت (و حتی بیشتر از ظرفیت) خودش استفاده میکنه.(بازی پرسپولیس در ورزشگاه متقی ساری از اذهان پاک نخواهد شد).
به امید محرومیت چند تیم دولتی کشورمان از حضور در جام باشگاههای آسیا و اظهار تاسف مردم خوش فکر و متخصص که دلسوز پاس و تاریخش شدند.
+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/25ساعت 0:14  توسط محمد  | 

محمد صالح علا

این شخصیت برای مخاطبان ایرانی، نام و چهره ای آشناست؛ مجری پرطرفدار و احساساتی شب های رادیو، کارگردان سریال ها و برنامه های متفاوت تلویزیونی، بازیگر سینما (که آخرین بار در نقشی غیرمتعارف در «شوکران» بهروز افخمی ظاهر شد) و ترانه سرای قدیمی.

از جمله ترانه های خاطره انگیز صالح علاء، باید به ترانه معروف «شازده خانوم» با صدای «ستار» اشاره کنیم. این ترانه و حاشیه هایش بود که باعث شهرت بیشتر صالح علاء (با نام حقیقی «محمد علایی») شد: «شازده خانوم قابل باشم/ باید بگم به شعر من خوش آمدی/ خوش آمدی، خوش آمدی...»

انتشار این آهنگ در زمان خود سر و صدای زیادی به پا کرد و با شایعات بسیاری همراه شد؛ از جمله این که خواننده، این آهنگ را برای دختر شاه ایران خوانده و دختر «محمدرضا پهلوی» عاشق ستار است و...

یکی دیگر از جنجال های معروف ترانه های صالح علاء را «آقا خوبه» با اجرای «گوگوش» راه انداخت؛ گفته می شد این ترانه در وصف آیت الله خمینی گفته و خوانده شده، ولی گوگوش بلافاصله تکذیب کرده و در مصاحبه ای گفت: «محمد (صالح علاء) این شعر را از قول مادرش، برای پدرش گفته.»

البته این روایت صحت نداشت و هرچند هرگز مشخص نشد واقعیت چه بوده ولی در حقیقت ترانه سرا با مشورت آهنگسازش، برای کاستن از جنجال و شایعات این قصه را ساختند.

تعداد زیادی از ترانه های صالح علاء طی سال های اخیر توسط «مهرداد آسمانی» اجرا شده که معروف ترین شان «باباکرم» نوین (!) است: «اگر میل حرم دارم/ یه یار محترم دارم/ شکستم شیشهء غم رو/ خودم باباکرم دارم...»

گرچه مهرداد به دلیل خواندن ترانه «چادر ننداز سرت» مورد غضب صالح علاء قرار گرفته و مدت هاست از ترانه های او بی نصیب شده، اما همیشه نسبت به او اظهار محبت کرده است و حتی در ترانه «فاصله» چهره ترانه سرا را در پایان کلیپ اش نشان می دهد: «فاصله افتاده بین من و تو/ دستامون نمی رسن به همدیگه/ اینو بغض تو نگفت/ اینو قلب من می گه...»

جالب است بدانید لقب «آسمانی» را هم استاد برای مهرداد انتخاب کرده و این اسم فامیل واقعی خواننده (که از اقوام نزدیک «فرزین» خواننده مرحوم است) نیست. او برای این نام ترانه ای هم گفته که در یکی از آلبوم های اولیه مهرداد اجرا شده: «آسمونی، آسمونی...»

در سال های اخیر کمتر خواننده داخلی موفق شده از استاد ترانه ای گرفته و بخواند. مثلاً «مهران حشمتی» که آلبومی به نام «شب نمناک» منتشر کرده، ترانه «اذان» را آن هم در ابتدا برای تیتراژ برنامه مذهبی «سمت خدا» - که خود صالح علاء تهیه کننده و مجری اش بود- خواند: «عاشقان پنجره باز است، اذان می گویند/ قبله ام سوی نماز است، اذان می گویند...»

از چند سال پیش و با ممنوع فعالیت شدن دو ساله این هنرمند قدیمی، او اغلب وقت اش را به سرودن ترانه می گذراند. گفته می شود چند ترانه آلبوم جدید «کامران جعفری» (خواننده پیشین گروه بلک کتز) و همچنین سروده های چند آلبوم لس آنجلسی دیگر که در دست انتشارند، از کارهای اوست.

در سالی که گذشت، صالح علاء تجربه ناموفق چاپ مجله ای هنری را پشت سر گذاشت؛ او که در دهه 60 شمسی در نشریات هنری (خصوصاً سینمایی) قلم می زد، پس از هفت سال انتظار، موفق شد در تابستان 84 امتیاز نشریه اش را از اداره ارشاد دریافت و بعد از حدود یک سال وقفه، بالاخره ماهنامه «نشانی» را منتشر کند.

منبع: http://www.jour4peace.com/main1.asp?a_id=403

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/17ساعت 0:33  توسط محمد  | 

نام دایی و رضازاده در كتاب گینس ثبت شده است

روز شنبه 12 خرداد در روزنامه «خبر ورزشی» مطلب کوتاهی چاپ شده است با این عنوان: «جاى‌ دایى‌ در کتاب‌ گینس‌ خالى‌ است‌».

جالب است بدانید نه تنها نام دایی در این کتاب خالی نیست، بلکه با افزوده شدن «حسین رضازاده» به جمع رکوردداران جهانی، عکس و اطلاعات مربوط به این دو اردبیلی در کنار یکدیگر در گینس جا گرفته است!

در آخرین ورژن کتاب رکوردهای جهانی گینس، از دایی به عنوان برترین گلزن بین المللی (رکورددار بیشترین گل زده) و رضازاده به عنوان دارنده عنوان قوی ترین مرد جهان (جا به جا کننده سنگین ترین وزنه) یاد شده است. تصاویری که می بینید عکس صفحات مربوط به این دو مورد است که از نسخه پرتغالی کتاب گینس گرفته شده.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/14ساعت 13:44  توسط محمد  | 

جام شکسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/10ساعت 1:30  توسط محمد  | 

سايپا تيم دوم هواداران پرسپوليس مي‌شود

سرپرست تيم فوتبال سايپا گفت: قصد داريم در ليگ قهرمانان آسيا، تيم ما به عنوان تيم دوم هواداران پرسپوليس معرفي شود.

محمدزاده به خبرنگار خبرگزاري فارس اظهار داشت: با توجه به رابطه نزديكي كه بين مسئولان دو باشگاه سايپا و پرسپوليس وجود دارد، به مديرعامل سايپا آقاي هاشمي پيشنهاد دادم كه در ليگ قهرمانان آسيا، سايپا به عنوان تيم دوم هواداران پرسپوليس معرفي شود تا در اين رقابت‌ها از حمايت هواداران ميليوني اين تيم برخوردار شود.
زادمهر همچنين بيان كرد: از اينكه پرسپوليس موفق شد در ليگ برتر در جايگاه مناسبي قرار گيرد خوشحالم. در روز آخر ليگ، چهار تيم بخت قهرماني داشتند؛ اما فقط سايپا موفق شد به اين موفقيت بزرگ دست پيدا كند.

لینک خبر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/09ساعت 2:37  توسط محمد  | 

رده بندی نهایی

رتبه

نام

امتیاز

کل

سه

امتيازي

تك

امتيازي

كل

نيم

فصل

پايان

فصل

اول

پوریا

206

46

63

109

1

4

دوم

فرزاد

195

46

54

100

0

3

سوم

محمود

187

41

60

101

1

3

سوم

محمد

173

36

63

99

0

2

پنجم

احمد

161

26

78

104

1

4

ششم

رضا

156

32

59

91

0

1

هفتم

یاسر

99

15

49

64

2

3

هشتم

مهرداد

95

16

41

57

2

4

نهم

مهدی

91

16

36

52

2

5

 

 

نام تيم

بازي

برد

مساوي

باخت

زده

خورده

تفاضل

امتياز

۱

سايپا

۳۰

۱۵

۱۱

۴

۴۵

۳۱

۱۴

۵۶

۲

استقلال اهواز

۳۰

۱۶

۶

۸

۳۳

۲۸

۵

۵۴

۳